ریحان
این وبلاگ مشترک من و مرتضی است(نام اینجا از دختر افسونگر به ریحان تغییر یافت)
دی 1388
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386
استاد اخلاق

اینو قدیما نوشته بودم وامیدوارم بودم آخریش باشه ولی مثل اینکه

 این قضیه تموم شدنی نیست:
همش باید مواظب باشی که بهش برنخوره

یه جوری حرف بزنی مبادا که ناراحت بشه

چون بی اهمیت ترین چیزها باعث میشه که فوراّ قهر کنه و

اونوقته که دیگه چشمت روز بد نبینه

دیگه باهت حرف نمیزنه .

چندوقت؟

خدامیدونه

اگه تو  هیچی نگی میتونه تا چند روز صمُ بکم بمونه!

حتی کارهای روزمره خودش رو هم انجام نمیده

یه گوشه ای دراز میکشه وخودشو به خواب میزنه.

خوبه آدم اگه ناراحت شد حرفشو بزنه ویا حتی شده بایه کم داد و بیدادخودشو خلاص کنه .

بهتر ازاینه که عمر خودش و دیگرانو اینجوری تباه کنه
نمیدونم ارتباط برقرار کردن اینقدر سخته !

 یعنی قهر موندن راحت تر از آشتی کردنه؟


شنبه 21 مهر ماه سال 1386
عیدتون مبارک

این بار عزمم راجزم کرده ام که حتما نماز عید شرکت کنم واسه همینم از صبح سحر

بی خوابی زده به کله ام ویاد خاطرات قدیمی افتادم:
یه عمه داشتم خدابیامرزتش از روزه گرفتن من در سن ۹سالگی خیلی حرص میخورد

 یه سال ماه رمضون که پیشمون بود سحر پهلوی من می نشست وبا ناراحتی منو

 تشویق به غذاخوردن می کرد و یادمه داشتند اذان میگفتند که شیشه آب رو به زور

 به خورد من می داد ومن با ناراحتی میگفتم اذانه روزه ام باطل شد.

 موقع خداحافظی هم منو کشید کنار ویه نصیحتی کرد که هیچ وقت یادم نمیره:

 سر سفره هر چی غذا برات ریختند بخور وقتی هم تموم شد بازم بشین نگاهشون

 کن تا بازم برات بریزند!
من عید فطر رو از همه عیدهای دیگه بیشتر دوست دارم واقعا به آدمهای روزه دار مزه میده

 ایشاله بر همه روزه داران مبارک باشه.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 70523


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها